<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>Invitation to the blues</title>
	<atom:link href="http://kafkamirza.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://kafkamirza.wordpress.com</link>
	<description>نوشتن، بیرون جهیدن از صف مردگان است</description>
	<lastBuildDate>Wed, 18 Nov 2009 19:45:15 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<cloud domain='kafkamirza.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://www.gravatar.com/blavatar/f25d4cf734a5610159d930d88834e5c5?s=96&#038;d=http://s.wordpress.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>Invitation to the blues</title>
		<link>http://kafkamirza.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://kafkamirza.wordpress.com/osd.xml" title="Invitation to the blues" />
		<item>
		<title>غزل‌واره‌هایی از یک چوپان فریب‌خورده‌ی چغازنبیلی</title>
		<link>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/11/18/%d8%ba%d8%b2%d9%84%e2%80%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%da%86%d9%88%d9%be%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af/</link>
		<comments>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/11/18/%d8%ba%d8%b2%d9%84%e2%80%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%da%86%d9%88%d9%be%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 19:45:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>kafkamirza</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kafkamirza.wordpress.com/?p=140</guid>
		<description><![CDATA[زنگ زدند به من که  به تو / پول نمی‌دهیم / چون ظرفیت استاد راهنمای گرامیت / پر شده / بعد از دو ماه حساب و کتاب واسه شهریه / یه تومن پرید / یه تومن نداشته پرید / محترمانه می‌گوید / به آدمهای محترم هم باید فحش داد / گاهی وقتها .
فقط بیست و [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=140&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p style="text-align:justify;">زنگ زدند به من که  به تو / پول نمی‌دهیم / چون ظرفیت استاد راهنمای گرامیت / پر شده / بعد از دو ماه حساب و کتاب واسه شهریه / یه تومن پرید / یه تومن نداشته پرید / محترمانه می‌گوید / به آدمهای محترم هم باید فحش داد / گاهی وقتها .</p>
<p style="text-align:justify;">فقط بیست و چهار ساعت گذشت / نه ثانیه‌ای کم نه زیاد / امام خمینی وار / طبق معمول انگشت کردم به سوراخ صندوق نامه‌ها / بعد از آنکه زنگ زدم / ئه این دفه خالی نبود / نامه‌ای آمده بود / درست بیست و چهار ساعت بعد / نه ثانیه‌ای کم نه زیاد / نامه امضای رییس دانشکده  را داشت / رییس نیم متری دانشکده / سگ بشم اگه دروغ بگم / قد رییس را. / گفته بود / زودتر بیا پول بده/ تهدید کرده بود / میدونی ما به تهدید عادت داریم تو این مملکت / تهدید کرده بود که عواقبش پای منست / به حرص قاطع این را گفته بود / به قول سردار عزیزمحمدی.</p>
<p style="text-align:justify;">میدونی ما در این مملکت عادت داریم به تهدید / آخه در این مملکت / هر پای شکسته یه ثوابه / ثوابش لهجه اصفهانی داره / لهجه اصفهانیش پیرزن خفه کنه / تو کار لت و پار کردنه. / لت و پارش مو داره / از بالای ابرو تا دم باسن مو داره / غیر از مو فقط دماغ داره / جدا از اینا مشکل هم داره / از ناحیه مادر/ آره، تو‌ که مو داری / ز بالای ابرو تا باسن / تو که دماغ داری  / لهجه‌ اصفهانی / تو / از ناحیه مادر مشکل اساسی داری/ این را از سگ‌های بیابان‌های اصفهان شنیده‌ام./</p>
<p style="text-align:justify;">او به خودکشی رسیده است / دکتر مملکت بود / همون مملکتی که تهدید در آن مرباست / پیچانده‌اندش در علامت نیروی انتظامی / به قول آن که مشکل مادر داشت / &#8220;کهریزکی&#8221; شده / خودکشی شده است / ناگهان / دکتر بوده / سرباز هم بوده / ترک هم بوده / رحمت ایزدی را به حلقومش فرو کرده‌اند / سرباز وظیف دکتر خودکشیان / آی ای بیست و سی / ای زن باحال‌نما که از در شیشه‌ای بیرون می‌ایی / ای بیست و سی / بیا و بگو که اصلا این سرباز / دکتر نبوده / اصلا سرباز نبوده / همه زیر سر شیخ است / او پیرزنی بوده / در آسایشگاه کهریزک / که دندان مصنوعیش را قورت داده / و مرده. / به خودکشی نائل شده / بیچاره پیرزن.</p>
<p style="text-align:justify;">پسرک دوئال بوده / دوئال می دانید چیست؟ / دوئال یعنی دوگانه / یعنی مهندس است / مهندس مکانیک / از شریف / یعنی هم از شریف هم از یه جا تو خارج / دوئال یعنی این / یعنی لیسانس / ترمی هشت تا یه میلیون /  هشت تا از اونا که پرید / محترمانه پرید/ مهندس مکانیک از شریف / شیک نیست؟ / هست / تو نمیدونی. / پسرک دوئال بوده / ولی الان مونترالیه / فوق می‌خونه / فوق بیست میلیونی / بیست تا از اونایی که پرید / شریفیه / خفنه / من نیستم/ پسرک وقت نداره / واسه درس / پسرک داده لیزر کردن / کجا رو؟ / دور نافش/ چقدر؟/ شیشصد دلار/ پسرک یه دوئال شریفیه که دور نافش لیزریه / پسرک وقت نداره / پروژه‌هایش را می‌دهد به یک کسی انجام دهد/ به یکی که &#8220;همه عواقبش پای خودشه&#8221; / پروژه‌اش را داده بهش / خودش رفته دنبال ناف بازی / پروژه‌اش را برایش انجام می‌دهند / چقدر؟ / صد دلار.</p>
<p style="text-align:justify;">
<p style="text-align:justify;">
Posted in Uncategorized  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/kafkamirza.wordpress.com/140/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/kafkamirza.wordpress.com/140/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/kafkamirza.wordpress.com/140/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/kafkamirza.wordpress.com/140/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/kafkamirza.wordpress.com/140/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/kafkamirza.wordpress.com/140/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/kafkamirza.wordpress.com/140/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/kafkamirza.wordpress.com/140/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/kafkamirza.wordpress.com/140/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/kafkamirza.wordpress.com/140/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=140&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/11/18/%d8%ba%d8%b2%d9%84%e2%80%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%da%86%d9%88%d9%be%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/af14f435cdd0fb173dc037e39ca2bfb0?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">kafkamirza</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>از شتاب آلود ذهن کودک مرده مست</title>
		<link>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/11/16/%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b0%d9%87%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%b3%d8%aa/</link>
		<comments>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/11/16/%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b0%d9%87%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%b3%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 20:13:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>kafkamirza</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kafkamirza.wordpress.com/?p=138</guid>
		<description><![CDATA[یه موقعهایی هست که حتی سه اپیزود FRIENDS یه کله دیدن هم فایده‌ای نداره، شاید قاه قاه بخندی وسطش اما ته دلت هیچ فرقی نمیکنه. انگار توی آب یه دریاچه ی یخ زده گیر کردی و دست و پا میزنی و کسی نمی‌تونه کاری واست بکنه. اون بالا همه وایستادن زل زدن به تو و [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=138&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p style="text-align:justify;">یه موقعهایی هست که حتی سه اپیزود FRIENDS یه کله دیدن هم فایده‌ای نداره، شاید قاه قاه بخندی وسطش اما ته دلت هیچ فرقی نمیکنه. انگار توی آب یه دریاچه ی یخ زده گیر کردی و دست و پا میزنی و کسی نمی‌تونه کاری واست بکنه. اون بالا همه وایستادن زل زدن به تو و تصویر محو دست و پا زدنت رو تماشا میکنن. هیشکی نمیدونه اون زیر تو داری چی می‌کشی. بد قضیه اینه که شاید خودت هم ندونی چته، انگار خواب بودی و یه دفه بیدار شدی وسط دریاچه، زیر چند سانتیمتر یخ، تو سکوت محض، ریه‌هات داره از آب سرد پر میشه و تو هیچ راهی نداری. نه می‌دونی قبلش چی بوده که تو اینجایی نه می دونی بعدش چیکار باید بکنی. تا چشم کار می‌کنه یخ ضخیم بالای سرته و عمق بی انتها زیر پات. بدنت کم کم کرخت میشه، ریه‌هات پر آب، دستت حتی نای مشت زدن به سقف یخی رو نداره. داری پایین‌تر میری، چشات بسته میشه. سکوت همه وجودتو گرفته &#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">تنها آمدم / از دروازه ی سنگی مرگ / تنها آمدم /  از نم خشکیده رمیده‌‌ی برگ / از دور سیاه سپید آبی سرخ بنفش آمدم / از لی لی دختر موج / از سبزه ‌زار رانده‌ از بهشت آمدم/ از شتاب آلود ذهن کودک مرده مست &#8230; (۱)</p>
<p style="text-align:justify;">گوش کن&#8230; صداش از ابد میاد &#8230; یا از روز اول ازل &#8230; گوش کن&#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">.</p>
<p style="text-align:justify;">۱) آهنگ &#8221; تنها آمدم&#8221; ‌از عبدی. <a href="http://www.abdibehravanfar.com/imgup/dw/file/Tanhaa-aamadam.mp3" target="_blank">لینک</a></p>
Posted in Uncategorized  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/kafkamirza.wordpress.com/138/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/kafkamirza.wordpress.com/138/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/kafkamirza.wordpress.com/138/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/kafkamirza.wordpress.com/138/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/kafkamirza.wordpress.com/138/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/kafkamirza.wordpress.com/138/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/kafkamirza.wordpress.com/138/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/kafkamirza.wordpress.com/138/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/kafkamirza.wordpress.com/138/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/kafkamirza.wordpress.com/138/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=138&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/11/16/%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b0%d9%87%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
<enclosure url="http://www.abdibehravanfar.com/imgup/dw/file/Tanhaa-aamadam.mp3" length="4075000" type="audio/mpeg" />
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/af14f435cdd0fb173dc037e39ca2bfb0?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">kafkamirza</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>شیخ شجاع</title>
		<link>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/11/06/sheikh/</link>
		<comments>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/11/06/sheikh/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 10:49:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>kafkamirza</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kafkamirza.wordpress.com/?p=136</guid>
		<description><![CDATA[تقدیم به شیخ شجاع زمانه ما:
سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش / که دور شیخ شجاع است می دلیر بنوش
رسد روزی که تندیسی بسازیمش نکو / از آن عضو شریف بی مثال این قباپوش
همه گویند روزی زین حکایت‌ها / که شیخ شجاع  بود و مردم دوشادوش
سگان هار، تیغ‌هاشان برافراشته /  و تا دندان [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=136&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>تقدیم به <a href="http://narestan.ir/uploaded/N_9598.jpg" target="_blank">شیخ شجاع</a> زمانه ما:</p>
<p>سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش / که دور شیخ شجاع است می دلیر بنوش</p>
<p>رسد روزی که تندیسی بسازیمش نکو / از آن عضو شریف بی مثال این قباپوش</p>
<p>همه گویند روزی زین حکایت‌ها / که شیخ شجاع  بود و مردم دوشادوش</p>
<p>سگان هار، تیغ‌هاشان برافراشته /  و تا دندان مسلح، امر آقاشان به گوش</p>
<p>ولی ماییم و شیخ و هیچ بی‌ترسی / از این طفل زناهای وطن بفروش</p>
<p>بچرخید ای سگان، ما نیز می‌چرخیم / که ما مردان رزمیم، هان! دهان خاموش</p>
<p>اگر مو از سرش کندید، واویلا  / تو مانی و من و آن تیزی و سر تا بناگوش</p>
<p>&nbsp;</p>
Posted in Uncategorized  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/kafkamirza.wordpress.com/136/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/kafkamirza.wordpress.com/136/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/kafkamirza.wordpress.com/136/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/kafkamirza.wordpress.com/136/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/kafkamirza.wordpress.com/136/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/kafkamirza.wordpress.com/136/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/kafkamirza.wordpress.com/136/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/kafkamirza.wordpress.com/136/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/kafkamirza.wordpress.com/136/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/kafkamirza.wordpress.com/136/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=136&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/11/06/sheikh/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/af14f435cdd0fb173dc037e39ca2bfb0?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">kafkamirza</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>جغول بغول</title>
		<link>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/11/01/jaghool/</link>
		<comments>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/11/01/jaghool/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 15:51:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>kafkamirza</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kafkamirza.wordpress.com/?p=132</guid>
		<description><![CDATA[۱- پسرش دوستمه، یکی دو ماه پیش رفت کانادا که درس بخونه، رفت که برنگرده. پنج‌شنبه رفتم پیشش. دوشنبه‌ها و پنجشنبه‌ها بهترین موقع برای دیدنشه، چون  قرار داره با خودش که این دو روز حتما از اون اکسیر نایابش بخوره، حالا روزهای دیگه هم پا داد که چه بهتر. اما پنج‌شنبه‌ها بهتره، چون صبح زود [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=132&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p style="text-align:justify;">۱- پسرش دوستمه، یکی دو ماه پیش رفت کانادا که درس بخونه، رفت که برنگرده. پنج‌شنبه رفتم پیشش. دوشنبه‌ها و پنجشنبه‌ها بهترین موقع برای دیدنشه، چون  قرار داره با خودش که این دو روز حتما از اون اکسیر نایابش بخوره، حالا روزهای دیگه هم پا داد که چه بهتر. اما پنج‌شنبه‌ها بهتره، چون صبح زود پا میشه میره کوه. یه کوهنوردی درست حسابی. اون روز هم صبحش رفته بود توچال. وقتی دیدمش و حالشو پرسیدم، جواب داد: &#8220;توپ توپ&#8221;. نشستیم و از اون اکسیرش به منم داد. توپ توپ نشدم (آخه واسه توپ توپ شدن به چیزایی غیر از اکسیر احتیاج هست)، ولی گرمم کرد و نشستیم به حرف زدن. از توچال که اولین برفش اونروز اومده بود بگیر تا کتاب مزخرف سلمان رشدی! ازم پرسید واسه چی دلت می‌خواد بری از این مملکت؟ گفتم هیچ دلیلی واسه رفتن ندارم، ولی واسه نموندن خیلی دلیل دارم. گفت: &#8221; اگه بقیه (خونواده) هم برن من همینجا می‌مونم. صبح که رفته بودم کوه، اون بالا، سر توچال چهل تا پرچم سبز زدم رو زمین، یه سری احمدی‌نژادی می‌شناسم که زیاد میان کوه و احتمالا دستشون هم یه جا قاطیه تو این قضایا، اونا رو که ببینن حسابی می‌ترسن، پیش خودشون میگن اینجا هم هستن&#8230;&#8221;</p>
<p style="text-align:justify;">۲- کی فکرشو می‌کرد یه روز وسط تهران نشسته باشی تو ماشین، یه دفعه یه م<a href="http://lib.store.yahoo.net/lib/mustangtuning/2007-alloy-metallic-mustang-gt-1.jpg" target="_blank">وستانگ سورمه‌ای</a> بیاد از بغلت رد بشه.</p>
<p style="text-align:justify;">۳- اگه دستم به <a href="http://www.imdb.com/name/nm0009190/" target="_blank">جی جی آبرامز</a> می‌رسید بهش می‌گفتم یه سریال بسازه از یه گروه مرموز که هدفشون اینه دنیا رو برای زودتر رسیدن آخرالزمان آماده کنن. یه گروهی که هم قدرت دارن،‌ هم پول،‌ هم آدم، همه چی. خداییش اگه جی جی بسازه خوب درمی‌آد.</p>
<p style="text-align:justify;">۴-  این وبلاگ‌ها رو دیدی که طرف می‌آد می‌نویسه: &#8220;پشه نیشم زد&#8221;، بعد ۵۲۳ نفر می‌آن براش در ستایش مینیمالیزم قلم‌فرسایی می‌کنن؟</p>
<p style="text-align:justify;">۵- برسد به دست آقای <a href="http://bigsleep.wordpress.com/" target="_blank">سروش روحبخش</a>، سردبیر محترم چلچراغ: آقا! به جان خودم یه چیزی هست به اسم &#8220;خلاقیت در طنازی&#8221;، آخه ما کجای این دلمون بیاویزیم این جمله رو: &#8221; آبان: دو آب، ماه وسط پاییز، ماهی که سیزده‌اش در نشد&#8221;</p>
<p style="text-align:justify;">منوی کا (اسم جدید پیدا کرده):</p>
<p style="text-align:justify;">دیدنی‌ها: <a href="http://kafkamirza.wordpress.com/2009/10/11/dehnavi/" target="_blank">برنامه گلبرگ</a>، نه، نه، فحشم ندید، آخه می دونید چیه، از وقتی در مورد حاج آقا دهنوی نوشتم، وبلاگم کلی بیننده پیدا کرده که دنبال این مباحث می‌گردن: خلاصه ی پخش برنامه ی گلبرگ، ایمیل حسین دهنوی، شب زفاف چيه، نظر مجري برنامه گلبرگ در مورد مهريه، اداب شب زفاف، سوال جلسه خواستگاري در برنامه گلبرگ&#8230; (سگ بشم اگه دروغ گفته باشم)، خلاصه گفتم یه تبلیغی بکنم واسش</p>
<p style="text-align:justify;">شنیدنی‌ها:</p>
<ul style="text-align:justify;">
<li>آهنگ جدید کیوسک به اسم <a href="http://www.4shared.com/file/145036169/5963c517/Etelaf_Jurasic_Park_2_.html?err=no-sess" target="_blank">اعتلاف ژوراسیک پارک</a>، تقدیم به علمای شورای نگهبان</li>
<li><a href="http://rapidshare.com/files/300731911/Jabre_Zamune.mp3" target="_blank">جبر زمونه</a>، آهنگ جدید عبدی بهروان‌فر. نکته۱: هرکی منو دوست داره یه نگاهی به <a href="http://www.abdibehravanfar.com/farsi/events/" target="_blank">اینجا</a> اون قسمت &#8220;کخئو کلخت&#8221;، و متعاقبا جیب مفلوکم بندازه.</li>
</ul>
<p style="text-align:justify;">انتظار کشیدنی‌ها: <a href="http://www.cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-26-pid-1903.html" target="_blank">محاکمه در خیابان</a>. نکته ۲: همونایی که منو هنوز دوست دارن، بعد از اینکه دوباره به جیب مفلوک من نگاه کردن، <a href="http://www.cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-26-pid-1919.html" target="_blank">اینجا</a> رو هم ببینن</p>
<p style="text-align:justify;">دعوت کردنی‌ها: با خاویارهاش ‌چهارشنبه می‌دونن چه خبره، احتیاجی به توضیح اضافه نیست</p>
<p style="text-align:justify;">به ریش خندیدنی‌ها: <a href="http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8808100183" target="_blank">جنبش سبز علوی</a></p>
<p style="text-align:justify;">د بسه دیگه&#8230; <a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=973855" target="_blank">اینم</a> ببینید دیگه &#8230; آخه الاغ! اینجا جای اینکارا نیست، اوجایی که باید از این جنگولک‌بازیا دربیاری اسمش گودره&#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">
Posted in Uncategorized  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/kafkamirza.wordpress.com/132/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/kafkamirza.wordpress.com/132/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/kafkamirza.wordpress.com/132/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/kafkamirza.wordpress.com/132/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/kafkamirza.wordpress.com/132/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/kafkamirza.wordpress.com/132/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/kafkamirza.wordpress.com/132/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/kafkamirza.wordpress.com/132/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/kafkamirza.wordpress.com/132/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/kafkamirza.wordpress.com/132/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=132&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/11/01/jaghool/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/af14f435cdd0fb173dc037e39ca2bfb0?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">kafkamirza</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>آوار</title>
		<link>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/10/17/ava/</link>
		<comments>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/10/17/ava/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 16 Oct 2009 22:55:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>kafkamirza</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kafkamirza.wordpress.com/?p=127</guid>
		<description><![CDATA[یه موقعهایی میشه که آدم دلش می‌خواد بره از وسط اون همه کتاب یه چیزی مثل &#8220;تنهایی پرهیاهو&#8221; بخونه، یا &#8220;جای خالی سلوچ&#8221; رو دست بگیره  که دو روز حداقل مزه دهنش تلخ باشه. یا سمفونی مردگان بخونه و وقتی به موومان آیدین رسید خودشم لکنت بگیره. یا &#8220;مرگ و پنگوئن&#8221; بخونه تا سرما بخزه [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=127&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p style="text-align:justify;">یه موقعهایی میشه که آدم دلش می‌خواد بره از وسط اون همه کتاب یه چیزی مثل &#8220;تنهایی پرهیاهو&#8221; بخونه، یا &#8220;جای خالی سلوچ&#8221; رو دست بگیره  که دو روز حداقل مزه دهنش تلخ باشه. یا سمفونی مردگان بخونه و وقتی به موومان آیدین رسید خودشم لکنت بگیره. یا &#8220;مرگ و پنگوئن&#8221; بخونه تا سرما بخزه لای سلولهای بدنش &#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">یه موقعهای میشه که آدم یه صدای ویولن می‌خواد جوری که انگار آرشه رو روی قلبش می‌کشن، مثلا یه چیزی مثل موزیک متن In the mood for love، یا یه آهنگ می‌خواد که غمش ذاتی باشه، حالا می خواد ظاهرش شاد به نظر بیاد، مثل موزیک متن فیلم underground&#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">یه موقعهایی میشه آدم دلش می‌خواد یه فیلمی ببینه که سه روز داغونش کنه، یعنی بعد از اینکه از روی فیلم بلند شد، تالاپی بخوره زمین و تا سه روز بلند نشه&#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">یه موقعهایی آدم دلش می‌خواد اون سی دی کذایی رو از لای سی دی هاش بکشه بیرون و سلکت آل کنه و بزنه رو رندوم و بشینه هی سالیتیر بازی کنه، هی بازی کنه و تمومش کنه و باز بازی کنه &#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">یه موقعهایی آدم دلش نمی‌خواد ناراحتیش کم بشه، می‌خواد زیرشو زیاد کنه و بزاره بجوشه همینطوری &#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">یه موقعهایی هست که غم توش هم طول داره،‌ هم عرض، هم عمق&#8230;</p>
Posted in Uncategorized  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/kafkamirza.wordpress.com/127/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/kafkamirza.wordpress.com/127/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/kafkamirza.wordpress.com/127/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/kafkamirza.wordpress.com/127/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/kafkamirza.wordpress.com/127/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/kafkamirza.wordpress.com/127/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/kafkamirza.wordpress.com/127/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/kafkamirza.wordpress.com/127/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/kafkamirza.wordpress.com/127/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/kafkamirza.wordpress.com/127/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=127&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/10/17/ava/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/af14f435cdd0fb173dc037e39ca2bfb0?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">kafkamirza</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>دلبرانه‌های حاج‌ آقا دهنوی</title>
		<link>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/10/11/dehnavi/</link>
		<comments>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/10/11/dehnavi/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 16:13:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>kafkamirza</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kafkamirza.wordpress.com/?p=124</guid>
		<description><![CDATA[ ساعت یک و نیم شب – روبروی تلویزیون: &#8220;&#8230; عروس خانوم و آقا دوماد حتما نباید همون شب اول ازدواج، عروسی کنند که، می‌تونند صبر کنن و چند مدت بگذره بعد عروسی کنن&#8220;&#8230; کنجکاو می‌شوم، ادامه می‌دهد: &#8220;برخی آقاپسرها دفعه اول با خشونت رفتار می‌کنن و متاسفانه حتی به اجزای تناسلی همسرشون صدمه می‌زنن [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=124&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p style="text-align:justify;"><strong> ساعت یک و نیم شب </strong><strong>–</strong><strong> روبروی تلویزیون: </strong>&#8220;&#8230; عروس خانوم و آقا دوماد حتما نباید همون شب اول ازدواج، <em>عروسی کنند</em> که، می‌تونند صبر کنن و چند مدت بگذره بعد <em>عروسی کنن</em>&#8220;&#8230; کنجکاو می‌شوم، ادامه می‌دهد: &#8220;برخی آقاپسرها دفعه اول با خشونت رفتار می‌کنن و متاسفانه حتی به اجزای تناسلی همسرشون صدمه می‌زنن و این خاطره بدی برای عروس خانوم ایجاد می‌کنه و بعدها مشکلات زیادی پیش میاره&#8221; درست است که نیمه شب است، اما آنقدرها هم گیج نیستم که آرم شبکه سه را آن گوشه‌ی تلویزیون نبینم. با تبسمی که بر صورت تپلش نقش بسته و سرش را برای تاثیرگذاری بیشتر، تکان می‌دهد می‌گوید: &#8220;&#8230; البته بعضی از مشکلات جنسی به دوران کودکی برمی‌گرده، مثلا دختر خانوم تجربه‌ی بدی داشته و یا تو بچگی زیاد با خودش ور می‌رفته &#8230;&#8221; مجری برنامه که چهره‌‌اش مانند تمام مجری‌های برنامه‌های مذهبی-جوانانه‌ی تلویزیون است، تنها سرش را جهت تایید تکان می‌دهد. گویی سخنانش عادی است و این روال معمول برنامه است. حاج آقا سرتاپا سفید و کرم پوشیده و ریش جوگندمی‌ای دارد و بیشتر از چهل ساله به نظر نمی‌رسد. عمامه اش را صاف می‌کند و ادامه می‌دهد: &#8220;&#8230; من پیشنهاد می‌کنم زوج‌های جوان در دوران نامزدی، قبل از اینکه زیر یک سقف زندگی کنن برن مطالعه کنن در مورد مسائل جنسی، البته قبل از دوران نامزدی نه،‌ چون لازم ندارند و ممکنه اونا رو به گناه بندازه&#8230; اما بعد از نامزدی برن تحقیق کنن، زیر و زبر قضیه رو بدونن، چون واقعا مساله‌ی مهمیه&#8230;&#8221; بعد چند کتاب از نویسنده‌های خارجی معرفی می‌کند در مورد آداب مسائل جنسی. از روانشناس‌های مختلف نقل قول می‌کند و صریح و بی‌پرده صحبت می‌کند. &#8220;‌برخی خانواده‌ها به خاطر نا‌آگاهی از بچگی به دخترشان القا می‌کنند که <em>عروسی کردن</em> کار کثیفی است&#8230;&#8221; گویا حاج‌آقا ترکیب <em>عروسی کردن</em> را با افزودن کلمه‌ی <em>عروسی</em> ‌به مفهوم اصلی ساخته تا بتواند راحت در مورد آنچه می‌خواهد صحبت کند. در ادامه مجری برنامه سوالات بینندگان را که بصورت تلفنی یا smsای پرسیده شده، مطرح می‌کند که شخصا برای جلوگیری از مشکلات گوارشی خوانندگان از گفتن آنها خودداری می‌کنم. اما در این بین یکی از سخنان قصار حاج‌آقا واقعا قابل تامل است: &#8220;ازدواج موقت یکی از مترقی‌ترین احکام دین اسلام است &#8230;&#8221;.<strong></strong></p>
<p style="text-align:justify;"><strong> بیوگرافی: </strong><a href="http://a.imagehost.org/0469/dehnavi.jpg" target="_blank">حاج‌آقا حسین دهنوی</a> متولد سال ۱۳۴۰، روانشناس مذهبی! متخصص در امور قبل از ازدواج، بعد از ازدواج، در حین ازدواج و حواشی ازدواج است. صاحب نظر در پیوندهای زناشویی، درمان ترشیدگی پیر‌دختران و پیرپسران جویای زوج مقصود، روش‌های پیشگیری از ناکام ماندن در شب اول زفاف، صاحب تالیفاتی چون: <a href="http://h.imagehost.org/0833/Golbarg_Zendegi.jpg" target="_blank"><em>گلبرگ زندگی</em></a>، <em>چه کسی شوهر مرا جا به جا کرد؟</em> <em>شب زفاف یا صبح پادشاهی؟‌ کدام بهتر است</em>، <em>مهریه‌ات را قورت بده</em>، <em>اطلبو الزوج و لو بالصين</em> (ترجمه ‌ی <a href="http://h.imagehost.org/0695/golbarg4.jpg" target="_blank">آقای آرپناهی</a>، ‌مجری گرامی برنامه‌ی گلبرگ تحت عنوان فارسی: &#8220;جفت خود را بیابید،‌ حتی اگر در چین باشد&#8221;). و مولف رساله‌هایی چون:  <em>آسیب‌شناسی بالینی و اجتماعی پدیده‌ی تنفر از مادر شوهر</em>،  <em>تکنیک‌های نوین مکالمه در روز خواستگاری</em>، <em>چگونه در روز خواستگاری چای را روی پایمان نریزیم</em>، <em>Numerical Simulation of Computational Mehrieh Phenomenon</em> (شبیه‌سازی عددی پدیده‌ی محاسباتی مهریه‌) است. او همچنین کارشانس ثابت برنامه‌ی پربیننده‌ی <em>گلبرگ</em> در شبکه سه است که به دلیل استقبال فراوان هم اکنون سری دوم آن پخش می‌شود. خوشبختانه <a href="http://ch3.iribtv.ir/index.php?option=com_audio_gallery&amp;task=show_titleAaudio&amp;ag_code=agc20090420122931&amp;limit=10&amp;limitstart=10" target="_blank">آرشیو صوتی</a> این برنامه در سایت آن موجود است که شما می‌توانید از آن به عنوان چراغ راه آینده سود ببرید. لازم به ذکر است که برای تماس با حاج آقا دهنوی می‌توانید با شماره‌ی ۰۲۵۱-۲۷۰۳۲۱۹ تماس بگیرید، البته طبق اطلاعات واصله اگر امروز تماس بگیرید شاید بتوانید برای ۶ ماه بعد یک وقت پانزده دقیقه‌ای بگیرید (به جان خودم راست می‌گم).</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>تکمله: </strong>در سال آخر دوره‌ي لیسانس یه بار چندتا از دانشجوهای پزشکی اومدن برای ما تو کلاس یه جلسه‌ی توجیهی در مورد ایدز و این چیرا برگزار کردند. در یه قسمتی از اسلایدهایی که نشون می دادند، در مورد روش‌های پیشگیری توضیح داده بود و مورد به مورد نام برده بود. خلاصه که در همین بین یکی از همکلاسی‌های بنده (که بسیجی بود و اتفاقا بچه‌ی خوبی هم بود) بلند شد از طرف پرسید که جناب اون مورد چهارم چیه؟ چی؟&#8230; بعد همه زند زیر خنده. پسره که داشت توضیح می داد سرشو خاروند و گفت: &#8220;اون کاندومه، بعد از جلسه وایستا توضیح می‌دم برات&#8221;. بقیه کماکان می‌خندیدند و اون دوست بیچاره ما سردرگم مونده بود که قضیه چیه. و از اونجایی که من طرفو می‌شناختم، مطمئن بودم که از سر ناآگاهی این سوالو پرسیده نه چیز دیگه. اما منظورم این بود که برای یه شخص بیست و دو-سه ساله که همچین چیز تابلویی رو نمی‌دونه، اتفاقا اینجور برنامه‌ها خوبه. چون مطمئنن اینی که من می‌شناختم تا آخر عمرش کلا تو باغی جز باغ شهادت سیر نمی‌کرد. همین.</p>
Posted in Uncategorized  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/kafkamirza.wordpress.com/124/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/kafkamirza.wordpress.com/124/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/kafkamirza.wordpress.com/124/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/kafkamirza.wordpress.com/124/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/kafkamirza.wordpress.com/124/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/kafkamirza.wordpress.com/124/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/kafkamirza.wordpress.com/124/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/kafkamirza.wordpress.com/124/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/kafkamirza.wordpress.com/124/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/kafkamirza.wordpress.com/124/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=124&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/10/11/dehnavi/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/af14f435cdd0fb173dc037e39ca2bfb0?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">kafkamirza</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>تور &#8220;علائم ظهور گردی&#8221;</title>
		<link>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/10/09/zohoor/</link>
		<comments>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/10/09/zohoor/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 16:35:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>kafkamirza</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kafkamirza.wordpress.com/?p=117</guid>
		<description><![CDATA[دوستان، آماده بشید برای یک تور زیبای &#8220;علایم ظهور گردی&#8221;. خواهشن از جلوی گیرنده‌های خود تکون نخورید که امروز براتون برنامه جالبی رو تهیه دیدم. خب، حالا که بچه‌ی خوبی هستید و نشستید برنامه منو می‌بینید میریم سراغ اصل ماجرا. مطمئنم که همتون امام زمان رو می‌شناسید. چه حرفیه آخه؟ ‌الان دیگه همه‌ي سران کشورها [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=117&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p style="text-align:justify;">دوستان، آماده بشید برای یک تور زیبای &#8220;علایم ظهور گردی&#8221;. خواهشن از جلوی گیرنده‌های خود تکون نخورید که امروز براتون برنامه جالبی رو تهیه دیدم. خب، حالا که بچه‌ی خوبی هستید و نشستید برنامه منو می‌بینید میریم سراغ اصل ماجرا. مطمئنم که همتون امام زمان رو می‌شناسید. چه حرفیه آخه؟ ‌الان دیگه همه‌ي سران کشورها هم از وقتی دکتر احمدی‌نژاد اون نطق کوبنده را تو صحن سازمان ملل انجام داد و همه رو به آماده کردن شرایط ظهور امام زمان تشویق کرد ایشونو میشناسن. و همه تون هم می‌دونید که می‌گن یه روزی امام زمان ظهور می‌کنه و همه دنیا رو پر از پر از عدل و داد می‌کنه. کاری با این چیزاش ندارم،‌ امروز می‌خوام براتون از همین &#8220;ظهور&#8221; صحبت کنم، از علائم ظهور، از تفکر انتظار، از عصر امام زمان، از یارانش، از روش‌های شناخت یاران امام زمان. من طبق تحقیقاتی که انجام دادم، روایاتی داریم که بیانگر این مطلب هست که پیش از زمان ظهور سه نفر در یک روز مشخص یهو می‌پرن بیرون و این از نشانه‌های نزدیک شدن ظهور امام زمانه. این سه نفر معروفند به &#8220;سید خراسانی&#8221;، &#8220;یمانی&#8221; و &#8220;سفیانی&#8221;. اما این سه نفر چه کسانی هستند؟ قول قوی هست که تا این سه نفر بیرون نیایند و لول رو کامپلیت نکنند، نمیره مرحله بعد که همانا ظهور مهدی موعود است. اما به این گنگی و سادگی هم نیست. در اسلام برای همه چیز ما روایت داریم. اول از سید خراسانی شروع می‌کنم. جابر از امام باقر (حالا جابر کیه؟ والله اگه بدونم، بلاخره هر کیه بادی گاردی، پیشکاری، بسیجی، ذوب شده در امام باقری،‌ یه کس امام باقره در هر صورت) روایت می‌کند که « جوانمردی از بنی هاشم از خراسان قیام می‌کند که بر دست راستش خالی (نشانه، خلل و سستی) است که با یاران سفیانی می‌جنگد و آنها را شکست می‌دهد». خب، شما فکر می‌کنید این سید خراسانی که دست راستش مشکل داره،  و لشکر داره، و یار امام زمانه کیه؟ <a href="http://b313.blogfa.com/post-48.aspx" target="_blank">علی اصغر</a> عقیده داره که <em>:</em></p>
<blockquote><p><em> </em><em>بسياري از بزرگان چنين اعتقاد دارند كه سيد خراساني كه چند ماه قبل از ظهور از ايران قيام مي‌كند و سفياني ( از دشمنان سرسخت حضرت مهدي (عج) ) را شكست مي‌دهد ، مقام معظم رهبري</em><em> </em><em> مي‌باشد: </em><em> </em></p>
<p><em>سردار سرافراز جبهه‌هاي حق عليه باطل سرلشگر پاسدار رحيم صفوي در سفري كه مقام معظم رهبري به مشهد مقدس داشتند در سال ۷۸ اينگونه معظم له را مورد خطاب قرار مي‌دهند: </em></p>
<p><em>اي سيد خراساني اين بسيجيانت امروز اينجا جمع شده‌اند تا با تو عهدي دوباره ببندند و بگويند كه تا آخر در ركاب خواهند بود.</em></p>
<p><em>و يا مداح دلسوخته اهل بيت جناب حاج صادق</em><em> </em><em> آهنگران در سفري كه آقا به دوكوهه داشتند در عيد (فروردين ماه) ۸۱ ايشان را با لفظ سيد خراساني مورد خطاب قرار دادند . </em></p>
<p><em>همچنين تعدادي از اعضاء فعال بسيج دانشجويي كوي دانشگاه تهران كه نشريه رايحه ظهور را منتشر مي‌كردند در جلسه اي كه به محضر استاد برجسته حوزه و دانشگاه و سخنران مشهور و متخصص در امور مهدويت جناب حجت الاسلام پناهيان در سال ۸۰</em><em> </em><em> حضور داشت از ايشان راجع به سيد خراساني سئوال شد كه ايشان فرمود: براي بنده يقيني است كه سيد خراساني مقام معظم رهبري مي‌باشد ولي اين قضايا مانند دو دو تا چهارتا نيست و هركسي بايد به يقين برسد.</em></p></blockquote>
<p>اما <a href="http://salmaan.iranblog.com/?mode=DirectLink&amp;id=341932" target="_blank">صفر پورعباس</a> هم بعد از کلی مکاشفه که بسیار خواندنی است به این نتیجه می‌رسه که <em>:</em></p>
<blockquote>
<p style="text-align:justify;"><em> &#8230; ب</em><em>رای یک لحظه توجهم به دست مصدوم ایشان جلب شد! اول فکر کردم که &#8220;اما این دست چپ ایشان است که مصدوم است!&#8221; اما بیاد آوردم که نه! این دست راست ایشان است که مصدوم است. با این توصیف آیت‌اله خامنه‌ای نه تنها سید خراسانی است بلکه ایشان &#8220;خالی&#8221; هم بر دست راستشان دارند، &#8220;خالی&#8221; که ویژگی لازم را دارد یعنی به انداره سید و خراسانی بودن یک ویژگی شاخص برای تمیز ایشان از دیگران است</em><em>!</em></p>
</blockquote>
<p>حسن هم عقیده داره که: <em> </em></p>
<blockquote>
<p style="text-align:justify;"><em>عرضم بحضور تان آنچه نوشته شده سید جوانی نیست بلکه سیدی جوانمرد از اهل خراسان که بر دستش نشانه‌ایست و با صحبتهای اقای ایت االله ناصری از قول اقای بهجت مبنی بر نزدیک بودن ظهور و اینکه جمعیت زیادی حتی علما اسلام تبعیت ایشان (ایت الله خامنه ای) را پذیرفتند پس احتمال اینکه ایشان همان سید خراسانی باشند</em></p>
</blockquote>
<p style="text-align:justify;">اما از سید خراسانی که بگذریم، در روایات آمده که این سید یک فرمانده داره. چون از قرار معلوم سید مذبور باید لشکر کشی کنه به عراق سفیانی را شکست بده و عراق رو تصرف کنه. حالا این فرمانده کی می‌تونه باشه؟ چه ساده‌اید شما، برای آن هم روایت داریم:</p>
<blockquote>
<p style="text-align:justify;"><em>ا</em><em>ین سید خراسانی که در روایات آمده ، طبق همین روایات ، یک فرمانده داره</em><em> . </em><em>به نام شعیب این صالح و او همان کسی‌ست که لشکر سفیانی را شکست می‌دهد. شیخ علی کورانی در کتاب ارزشمد عصر ظهور به روایاتی که ویژگی‌های شعیب پرداخته اشاره کرده و می‌گوید : &#8220;اما نسبت به شعیب ابن صالح و یا صالح ابن شعیب باید گفت که روایات ویژگی‌ها و اوصاف وی را ذکر کرده است که جوانی است گندم گونه لاغر دارای محاسنی کم پشت صاحب بصیرت و یقین و اراده ای خلل ناپذیر و از جنگاوران بنام و ممتاز می‌باشد. او مردی است شکست‌ناپذیر اگر کوه در مقابلش بایستد آن را منهدم کرده و عبور می کند&#8221;.</em></p>
</blockquote>
<p style="text-align:justify;"><em> </em>در این مورد اختلاف نظر هست، برخی حدس می‌زنند که او همان <a href="http://yekentekhab.files.wordpress.com/2009/07/ghalibaf.jpg" target="_blank">سردار قالیباف</a> است که گندم گون و لاغر و محاسن کم‍پشت دارد، ‌اما بعد از انتخابات دور نهم بسیاری نظرشان برگشته و یقین کرده‌اند که او کسی جز <a href="http://www.irdiplomacy.ir/Images/Article/yehia.jpg" target="_blank">سرلشکر صفوی</a> نیست!</p>
<p style="text-align:justify;">خب این از این، در مورد &#8220;یمانی&#8221;‌هم اقوال مختلفی موجود است، اما به یقین می‌توان گفت که در بین علما اجماعی حاصل شده که او کسی نیست جز&#8230; آرررره&#8230; خودشه&#8230; سید حسن&#8230; نه &#8230; نه&#8230; سید حسن خمینی که الان جز منافقین و براندازها به شمار می‌ره &#8230; سید حسن نصرالله &#8230; چه دلیلی مستحکم‌تر از این که او اصلیتی یمنی دارد؟! سوالی که نمونده در این مورد؟</p>
<p style="text-align:justify;">از یمیانی به سرعت می‌گذریم، چون می‌خوایم به اصل قضیه یعنی &#8220;سفیانی&#8221; برسیم. اما &#8220;سفیانی&#8221; ‌کیست؟ در این مقاله به تفصیل می‌توانید او را و فعالیت‌ها و نقشش را بشناسید. اما بطور خلاصه می‌تونم بگم که از نسل ابوسفیان است، چهره‌ای ترسناک و آبله‌رو دارد. بر عراق تسلط دارد، اما در مقابل امام زمان می‌ایستد و طبیعتا مهدی او را شکست می‌دهد و عراق را تصرف می‌کند. نه،‌ اشتباه نکنید،‌ او صدام نیست&#8230; صدام که مرده&#8230; ش<a href="http://irani-mahdavi.persianblog.ir/post/4" target="_blank">اید آمریکا باشه</a>. بلاخره اوباما باباش مسلمان بوده و اینا&#8230; اما سورپرایز برنامه اینجاست:</p>
<p style="text-align:justify;">توجه شما را به <a href="http://kafkamirza.files.wordpress.com/2009/10/33492.jpg" target="_blank">عکسی</a> جلب می‌کنم که دیلی تلگراف روی آن خیلی مانور داد تا ثابت کند که نام خانوادگی احمدی‌نژاد قبلا &#8220;سبورچیان&#8221; بوده و او یک یهودی‌الاصل است. اما شما که فارسی بلدید بار دیگر زوم کنید روی قسمت توضیحات شناسنامه &#8230; به نظر شما آن اسم کذایی چیزی جز &#8220;سفیان&#8221; یا &#8220;سفیانی&#8221; نیست؟ آیا ترسناک‌تر و کریه‌تر از ا.ن. سراغ دارید؟‌ آیا او سفیانی است؟ آیا ظهور نزدیک است؟</p>
<p>.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>تکمله:</strong> جهالت تا به کجا؟ تصور و توهم خیلی از آدمها از امام زمان در حد افسانه‌های شاهنامه و بازی‌های پلی استیشن است. کاری با اصل وجود یا عدم وجود همچین اتفاقی (ظهور منجی عالم) ندارم. به نظر من که هیچ بعید نیست که نام خانوادگی سابق ا.ن &#8220;سفیانی&#8221; بوده و او از ترس اینکه واقعا چنین شخصی باشد اسم خود را عوض کرده به احمدی‌نژاد. دقت کنید: احمدی‌نژاد. یعنی از نژاد احمد، یعنی نه از نوادگان ابوسفیان، از تبار محمد. ما کجاییم؟ این تفکرات چیست واقعا؟ ما داریم در بستری از این تخیلات خطرناک زندگی می‌کنیم. وقتی ا.ن در صحن علنی سازمان ملل شروع به صحبت از زمینه‌سازی برای ظهور مهدی موعود کرد، ترس تمام وجودم را گرفت. بی شک همه‌ی صحبت‌هایش مقدمه و حاشیه‌ای بود برای این حرف. برای اینکه پیش خود و هم‌قطارانش سربلند باشد و افتخار کنند که محمد وار برای خسروپرویزها نامه نوشته و حتی در محضر جهانیان از ظهور موعودشان گفته. هرچه بیشتر می‌گذرد از این جماعت بیشتر می‌ترسم.</p>
<p style="text-align:justify;">.</p>
<p style="text-align:justify;">منوی پیشنهادی:</p>
<p style="text-align:justify;">سرگذاشتنی‌ها: بیابان، کوه</p>
<p style="text-align:justify;">شنیدنی‌ها: ترک آخر آلبوم جدید نامجو به اسم: <a href="http://www.lastfm.de/music/Mohsen+Namjoo/Oy/Gladiators+%28faghih+Khoshgele%29" target="_blank">گلادیاتورها</a></p>
<p style="text-align:justify;">
<p style="text-align:justify;">خوردنی‌ها:‌ حسرت داشتن رییس‌جمهوری که جایزه صلح نوبل هم می‌گیره، عنکبوت!!!</p>
<p style="text-align:justify;">.</p>
<p style="text-align:justify;">کامینگ سون: دلبرانه‌های حاج آقا دهنوی!!!</p>
<p style="text-align:justify;">
Posted in Uncategorized  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/kafkamirza.wordpress.com/117/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/kafkamirza.wordpress.com/117/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/kafkamirza.wordpress.com/117/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/kafkamirza.wordpress.com/117/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/kafkamirza.wordpress.com/117/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/kafkamirza.wordpress.com/117/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/kafkamirza.wordpress.com/117/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/kafkamirza.wordpress.com/117/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/kafkamirza.wordpress.com/117/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/kafkamirza.wordpress.com/117/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=117&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/10/09/zohoor/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/af14f435cdd0fb173dc037e39ca2bfb0?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">kafkamirza</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>آرماگدون آغاز می‌شود</title>
		<link>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/09/17/armageddo/</link>
		<comments>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/09/17/armageddo/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 Sep 2009 19:37:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>kafkamirza</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kafkamirza.wordpress.com/?p=115</guid>
		<description><![CDATA[سی و یک سال پیش، جمعه،‌هفده شهریور پنجاه و هفت:‌ چهار روز از عید فطر می‌گذشت و مردم هر روز تظاهرات کرده بودند. شب قبل، اعلام حکومت نظامی شده بود و کسی خبر نداشت. آن روز مردم در میدان ژاله تجمع کرده بودند و شعار می‌دادند که ناگهان با شلیک نیروهای سرکوبگر روبرو می‌شوند. چهار [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=115&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p style="text-align:justify;">سی و یک سال پیش، جمعه،‌هفده شهریور پنجاه و هفت:‌ چهار روز از عید فطر می‌گذشت و مردم هر روز تظاهرات کرده بودند. شب قبل، اعلام حکومت نظامی شده بود و کسی خبر نداشت. آن روز مردم در میدان ژاله تجمع کرده بودند و شعار می‌دادند که ناگهان با شلیک نیروهای سرکوبگر روبرو می‌شوند. چهار هزار کشته و صدها مجروح&#8230; دریای خون&#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">سی و یک سال بعد، بیست و هفت شهریور هشتاد و هشت، چند روز مانده به عید فطر،‌ روز قبل از طرف نیروهای سرکوبگر تهدید به برخورد شده است. میدان انقلاب مقصد راهپیمایی‌هاست. ملت تجمع می‌کنند و شعار خواهند داد و ناگهان&#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">آرماگدون&#8230; نبرد نهایی خیر و شر&#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">صدای سوت می‌آید و به درازای سی سال پخش می‌شود&#8230; داره از ابر سیاه خون می‌چکه&#8230; جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه&#8230; آیا تاریخ تکرار می‌شود یا این ما آدم‌ها هستیم که تکرار می‌شویم؟ &#8230; عمر جمعه به هزار سال می‌رسه &#8230; جمعه‌ها غم دیگه بیداد می‌کند&#8230; ما آدمها &#8230; خنجر از پشت می‌زنه &#8230; اونکه همراه منه&#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">.</p>
<p style="text-align:justify;">شنیدنی‌ها: جمعه فرهاد (همتون دارید دیگه)</p>
Posted in Uncategorized  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/kafkamirza.wordpress.com/115/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/kafkamirza.wordpress.com/115/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/kafkamirza.wordpress.com/115/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/kafkamirza.wordpress.com/115/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/kafkamirza.wordpress.com/115/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/kafkamirza.wordpress.com/115/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/kafkamirza.wordpress.com/115/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/kafkamirza.wordpress.com/115/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/kafkamirza.wordpress.com/115/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/kafkamirza.wordpress.com/115/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=115&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/09/17/armageddo/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/af14f435cdd0fb173dc037e39ca2bfb0?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">kafkamirza</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>من اسیر سایه‌های شب شدم</title>
		<link>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/09/14/asir/</link>
		<comments>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/09/14/asir/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Sep 2009 13:56:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>kafkamirza</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kafkamirza.wordpress.com/?p=109</guid>
		<description><![CDATA[نمی‌دانم، شاید احساساتی شده‌ام، شاید ده- بیست سال دیگر پیش خودم بگویم چه ساده بودیم و بازیچه‌ی سیاست شدیم. شاید باید حرف مهمان نه چندان محترم دیشبمان را گوش کنم که :&#8221;تو این جریان‌ها دنبال یکی برو که تهش یه چیزی بهت بماسه&#8221; که چه دشوار بود حتی به زبان آوردن کلمه &#8220;آزادی&#8221; پیش این [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=109&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p style="text-align:justify;">نمی‌دانم، شاید احساساتی شده‌ام، شاید ده- بیست سال دیگر پیش خودم بگویم چه ساده بودیم و بازیچه‌ی سیاست شدیم. شاید باید حرف مهمان نه چندان محترم دیشبمان را گوش کنم که :&#8221;تو این جریان‌ها دنبال یکی برو که تهش یه چیزی بهت بماسه&#8221; که چه دشوار بود حتی به زبان آوردن کلمه &#8220;آزادی&#8221; پیش این شخص نادان. نمی‌دانم. باز رسیدم به ته خط،‌همیشه گول خورده‌ام. همیشه فکر کرده‌ام که شرایط از اینی که هست بدتر نمی‌شود، ولی بلافاصله اوضاع به گونه‌ای زلزله‌وار به رویم خراب شده که مبهوت مانده‌ام. این بغض گلوی من ماه‌هاست که از جایش تکان نخورده، بلکه روز به روز بزرگتر شده. حجمش هم &#8220;نما&#8221;یی بزرگ می‌شود. پل های پشت سر که کلا خراب شده، مانده چند پل معلق که تخته‌هایشان یکی در میان افتاده و طنابهایشان به تار آخر رسیده. امید ندارم،‌ به هیچ چیز. به هیچ کس، به هیچ&#8230; دست و پایم سست شده‌اند&#8230; مرثیه نمی‌گویم،&#8230; نمی‌دانم&#8230; اما باید بگویم. ‌باید یک کسی باشد که صدای ما را بشنود.</p>
<p style="text-align:justify;">سال‌ها بود که از تعداد زیادی از مردم کشورم دور بودم، ‌همان جماعتی که &#8220;همیشه در صحنه&#8221; بودند. همان جماعتی که در تمامی تظاهرات و مراسم سیاسی و مذهبی شرکت می‌کردند. همان ها که می‌گویند &#8220;ذوب شده در ولایت&#8221; ‌هستند. همان‌ها که لباسشان، فکرشان، راهشان و زندگیشان از ما جدا بود. نمی‌دیدمشان. یعنی می‌دیدم،‌ اما در تلویزیون و روزنامه. هیچ‌گاه نشد که بفهمم چگونه می‌اندیشند، به چه می‌اندیشند. شناخت من از آنها برگرفته از یک عصبانیت شدید بود. یک شناخت ناقص و تکه پاره. همیشه از فکر کردن به آنها و صحبت‌ها و کارهایشان فرار می‌کردم. اصطکاک خاصی هم نداشتم با این جماعت. تا رسید به انتخابات امسال. ناگهان واقعیت درسته افتاد تو بغل من. باور نمی‌کردم آنچه می‌دیدم. چه ساده بودم که فکر می‌کردم این دسته از مردم ،‌تمام تفاوتشان با من در مذهبی بودن و تفکر بسته‌ی مذهبی است و همه چی به همین شرع و این قضایا ختم می‌شود. به راستی طرز فکر آنها اینچنین خطرناک بود؟ حماقت آنها تا کجا رفته بود؟ واقعا اینگونه فکر می‌کردند؟ در محل عبور &#8220;رهبر&#8221;شان به زمین می‌افتادند و بوسه می‌زدند؟ با شنیدن اسم &#8220;آقا&#8221;‌شان صلوات می‌فرستادند و با دیدنش به گریه می‌افتند؟ من نمی‌دانستم اینها را‌. چون آنقدر از باور من دور بود که حتی حوالی مخیله‌ی من هم پیدایش نمی‌شد. آیا واقعا در همین نزدیکی من (شاید همسایه‌مان) کسی وجود داشت که صبحانه‌اش &#8220;نون و ولایت&#8221; بود و اخبارش بیست و سی و روزنامه‌اش کیهان و اسطوره‌اش احمدی‌نژاد؟ آیا واقعا کسی وجود داشت که بدون هیچ منفعتی &#8220;ذوب شده&#8221; در ولایت باشد؟ چه فاصله‌ی بعیدی بود بین من و خیلی از مردم کشورم. آیا واقعا من در چنین کشوری زندگی می‌کردم؟ باور نمی‌کنم. در دایره‌ی بسته‌ی اطرافیانم فریب خورده بودم و ناگهان خنجری به پشتم فرو رفته بود&#8230; آیا واقعا کسانی وجود دارند که به جلسه‌ی شخصی می‌روند که اعتقاد دارد کشته‌‌های اخیر دختر و پسرانی بودند که آنها را در یک استخر پر از شراب اندخته‌اند و آنها به هم تجاوز کرده‌اند و بعد موسوی آنها را کشته! (منی دانم چند تا علامت تعجب جلوی این جمله کفایت می‌کند). حتی فکر کردن به چنین موضوعاتی دست و پایم را سست می‌کند. ترس من از این است،‌ ترس من از تنهاییست. &#8220;ما بیشماریم&#8221;‌&#8230; درست، ‌اما بیشمارانیم که هر کدام در جزیره‌ای تنها زندگی می‌کنیم. ما را یک به یک به جزیره‌هایی تبعید کرده‌اند و خود  جولان می دهند. قدرت، ثروت، کشور، خدا&#8230; همه چیز برای این‌هاست. ولی ما چه داریم؟ گلادیاتورهای بی سلاحی هستیم که سلطان و آدم‌هایش تکه پاره شدنمان را در مقابل شیرها و ببرها به تفریح نشسته‌اند.</p>
<p style="text-align:justify;">امید ندارم، اما می‌گویند آدم ناامید خطرناک تر است&#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">-<a href="http://tagheer.ir/fa/archives/1388,06,23/346" target="_blank"> گریه‌کردنی‌ها</a></p>
Posted in Uncategorized  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/kafkamirza.wordpress.com/109/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/kafkamirza.wordpress.com/109/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/kafkamirza.wordpress.com/109/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/kafkamirza.wordpress.com/109/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/kafkamirza.wordpress.com/109/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/kafkamirza.wordpress.com/109/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/kafkamirza.wordpress.com/109/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/kafkamirza.wordpress.com/109/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/kafkamirza.wordpress.com/109/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/kafkamirza.wordpress.com/109/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=109&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/09/14/asir/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/af14f435cdd0fb173dc037e39ca2bfb0?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">kafkamirza</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>مرضیة السجایا محمودة الخصائل</title>
		<link>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/08/09/fatirajabi/</link>
		<comments>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/08/09/fatirajabi/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 09 Aug 2009 09:42:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>kafkamirza</dc:creator>
				<category><![CDATA[طنازی‌ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kafkamirza.wordpress.com/?p=105</guid>
		<description><![CDATA[فاطمه‌ی رجبی، آن بانوی معلوم‌الحال عنایت فرمودند نامه‌ای (اینبار) سرگشاده به محمود احمدی‌نژاد نوشتند. در این نامه علاوه بر درفشانی‌های همیشگی‌شان در مورد افراد جبهه‌ی اصلاحات و همچنین مردم طرفدار آنها (یا بقول خودش &#8220;&#8230;براندازان كه زنان و مردان سبزپوش و سگ‌های بغل‌كرده دارای قلاده سبز، با شعار «با موسوی – بی‌روسری» اسلاميت و انسانيت [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=105&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p style="text-align:justify;" dir="rtl">فاطمه‌ی رجبی، آن بانوی معلوم‌الحال عنایت فرمودند <a href="http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=58824" target="_blank">نامه‌ای</a> (اینبار) سرگشاده به محمود احمدی‌نژاد نوشتند. در این نامه علاوه بر درفشانی‌های همیشگی‌شان در مورد افراد جبهه‌ی اصلاحات و همچنین مردم طرفدار آنها (یا بقول خودش &#8220;&#8230;براندازان كه زنان و مردان سبزپوش و سگ‌های بغل‌كرده دارای قلاده سبز، با شعار «با موسوی – بی‌روسری» اسلاميت و انسانيت ملت را لگدمال می‌نمودند&#8230;&#8221;)، چند نکته‌ی دیگر را هم متذکر شده‌اند. اولا چند حدیث و مرجع ارائه کرده‌اند که نشان می‌دهد از سالیان قبل امامان شیعه این &#8220;فتنه‌&#8221;ها را پیش‌بینی نموده‌ بودند. مثلا حدیثی از امام زمان آورده‌اند به این مضمون: &#8220;شقی كسی است كه ادعای دجال را تصديق كند و سعادتمند كسی است كه او را تكذيب نمايد&#8230; دجال، دشمن خدا، دروغ مي‌گويد كه غالب پيروان او&#8230; هستند، و چيزی سبز بر دوش دارند.&#8221; توجه دارید که، یک دفعه حدیث قطع می‌شود و ناگهان معصوم اعلام می‌دارد که آنها &#8220;چیز&#8221; سبزی بر دوش دارند. حالا چه کسانی؟ خدا داند. احتمالا امام زمان هم در زندان های &#8220;استاندارد&#8221; و مطبوع رژیم در خلوت خویش به سلوک رسیده‌اند و حقیقت بر ایشان چون نوری تابیده و روشن شده که دجال همان میرحسین موسوی مزدور است و اطرافیانش شقی هستند و &#8220;چیز سبزی&#8221;‌بر دوش دارند. باری، سپس بعد از کلی تعریف و تمجید از محبوب&#8230; ببخشید محمود احمدی‌نژاد، ناپرهیزی کرده‌اند و چند تذکر هم خدمت سرورشان ابراز کرده‌اند. دقیقتر بگویم، دو نکته. نکته اول در مورد جمله‌ی ایشان است که فرموده بودند: &#8220;من با تحجر مخالفم&#8221;، گویا این جمله به مزاق سرکار خانم خوش نیامده و اعتراض داشته که چرا این را گفتی؟ ‌بابا!‌ ما اصلا عین تحجریم. و نکته‌ی بعدی که به شدت خانم را آزرده لفظی بوده که ناگهان در حالت جوزدگی از محمود خان در رفته و گفته که می‌خواهد از وزرای زن در کابینه‌ی دهم استفاده کند. خانم رجبی هم رنجیده از این حرف و اعلام داشته که جای زن فوق فوقش در بستر گرم و کلفت شوهر است ولاغیر. از این چرندیات که بگذریم،‌ جالب‌ترین قسمت نامه مربوط می‌شود به تفالی که سرکار در شب انتخابات زده. گویا ایشان بعد از کلی نذر و نیاز (که به زعم ایشان از دلایل پیروزی محبوبش بوده) تفالی به غزل حافظ زده و شعری آمده که یکی از مصرع‌هاش اینگونه بوده: &#8221; مرضیة السجایا محمودة الخصائل&#8221;. این رخداد باعث شگفتی شده و بر ایشان یقین حاصل شده که &#8220;نگار&#8221;ش بر &#8220;جدال&#8221; پیروز خواهد شد. از آنجا که غزل مزبور حافظ محتوای عاشقانه و بی‌ربطی به موضوع مورد نظر سرکار خانم دارد، ‌بر آن شدیم تا کمی تغییرات نامحسوس در شعر دهیم تا جان مطلب حافظ که از چشم ما پنهان بوده و منظور فاطمه خانم بوده، روشن گردد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">&#8220;هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل / هرکو شنید، گفتا: لله در قائل&#8221;</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">من و غلامم الهام، اسفندیار و بانو / با هم به جمله گوییم: مهدی‌ست تورا شمایل</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">این مخملان سگ باز، بی روسری و چاک باز / دارند &#8220;چیز سبزی&#8221; بر دوش چون دجائل<sup>۱</sup></p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">آتش گرفته [...]م زین موج سبز نکبت / باید به فحش تازم بر جان این قبایل</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">بر خاتمی دی[...] یا میرحسین پف[...] / ول کن تو وزن شعر را:‌هاشمی مادر [...] کروبی خوار [...] &#8230;</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">در عین پاچه‌گیری، من چاکر تو هستم / اما نخواه باشم،‌ مقبول این مسایل</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">منظور من &#8220;تحجر&#8221;، چون رهروان آنیم / یا زن رود وزارت! محمود و این رذایل؟!</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">نه،‌ نه، به یاد آور، کو زن بود ضعیفه / او را چه به وزارت؟ عقلت بگشته زایل؟</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">محمود مرا ببخشا، قربان چشم مستت / آخر بسوخت جانم در نقل این دلایل</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">&#8220;دل داده ام به یاری شوخی کشی نگاری / مرضیة السجایا محمودة الخصائل&#8221;</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">از آب دیده غرقم، چون من به چشم دیدم / اسفندیار بر تخت، در دست تو وسائل<sup>۲</sup></p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">ای دوست، گر تو هستی آن معجز هزاره / رویای من عیان کن، باشا مرا تو مایل</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">۱- دجائل جمع مکسر مخمر معمم &#8220;دجال&#8221;‌است. گیر ندید دیگه</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">۲- هان؟! جان؟!</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">- بیت اول و دهم عینا از شعر حافظ آورده شده.</p>
Posted in طنازی‌ها  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/kafkamirza.wordpress.com/105/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/kafkamirza.wordpress.com/105/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/kafkamirza.wordpress.com/105/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/kafkamirza.wordpress.com/105/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/kafkamirza.wordpress.com/105/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/kafkamirza.wordpress.com/105/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/kafkamirza.wordpress.com/105/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/kafkamirza.wordpress.com/105/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/kafkamirza.wordpress.com/105/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/kafkamirza.wordpress.com/105/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=kafkamirza.wordpress.com&blog=5847835&post=105&subd=kafkamirza&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kafkamirza.wordpress.com/2009/08/09/fatirajabi/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/af14f435cdd0fb173dc037e39ca2bfb0?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">kafkamirza</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>